روزگار غریبیست نازنین ،
دلم گرفت از این روزا از این روزای بی نشون از این همه در به دری از گردش چرخ زمون دلم گرفت از آدما از آدمای مهربون از این مترسکای بد از همدلای همزبون تو هم که بی صدا شدی آهای خدای آسمون آهای خدای عاشقا تویی فقط دلخوشیمون آره دلم خیلی پره از غمای رنگاوارنگ از جمله دوست دارم دروغای خیلی قشنگ هم آواز آهنگ پاییز آلاله ها زد من شعر لبریز پا در زنجیر قصه بی پایان آسمان از توست سهم من زندان کهنه رویایی خالی از شورم زاده در آتش زنده در گورم نفرین به این عشق رویای آبی آلوده میلی دیرینه خوابی من آغازی بر شعر شیطان خونه سرخ توست مهر این پیمان ... مهریه عشق شیرین کندن کوه حسرته آواز قو سنفونیه ترانه های نفرته شرشره بارون و تگرگ موزیک متن حادثه دستای فرهادوشیرین هرگز به هم نمی رسه ... ترانه ها ترانه نیست عقده فریاد زدنه تو این هجوم وا ژه ها چه وقت شاعر شدنه اگه دلت ابری شدو گریه کنار تو نبود ملودی اشک و بساز با نت سنگین سکوت بیا بریم دم ساحل غروب راه بدشم باید ببرمت فرودگاه برنامه خداحافظی با دو تا بوسه میریم تو فکر فقط این نه تا روزه ولی حیف پا نمیشم دیگه صبح با بوسه الان دوری و بینمون اقیانوسه یه آسمون گل لبخند تقدیم یک نگاه تو این دل نازک و غمگین فدای روی ماه تو تو شعله شهر دلم تو شمع ناز محفلم تو روی قله وایسادی من رو زمین پا به گلم تو روح پاک پیکرم کم نشه سایت از سرم بی تو نمی خوام بمونم اینه کلام آخرم گاه برای ساختن باید ویران کرد برای داشتن باید گذشت و گاه در اوج تمنا نباید خواست. دوباره دقیقه هارو کندو آهسته میبینم دوباره چشم خدارو رو خودم بسته میبینم تا دلم آروم بگیره سر به کوچه ها می زارم رو به آدما میخندم تو سیاهیا می بارم توی یک جاده برفی پی انتها میگردم توی این رویای آبی هنوزم اسیر دردم آخه دنیا تو چشام رنگشو باخته آخه یک جنس غریبه آسمون منو ساخته وقتی بارون میزنه به قاب خشک پنجره هر جا هستی من و بارون چشام یادت نره دلی که با یه نگاه میره به دریا میزنه فکر نکن با رفتنت به سادگی میگذره زندگی تا الان همش بوده عذاب وبس یاد گرفتم که برم جلو عصا بدست حس میکردم که به انتها رسیده طاقت خودمو رها کردم و زدم به سیم آخر فکر میکردم تموم شده دیگه دوره پاکی وقتی دیدمت فهمیدم تو این کره خاکی میشه هنوزم دوست داشتو عشق نمرده فهمیدم اینوکه زندگیم چشم نخورده منو تو با همه فرق داریم اینو خودتم میدونی اگه تو بری میمیرم تو بگو که با من میمونی همه دردای من توی بغض صدام آره داستان زندگی همچنان ادامه داره دل من بدجوری بیتابه به خاطره با تو بودن من تورو میخوام با تمام وجودو تارو پودم پس حالا میاد روی زمین قلم نیما بی تو دیگه واسه من پایان کلمه ها آنچنان زندگي كن گويي كه فردا خواهي مرد، آنچنان بياموز گويي كه تا ابد زنده خواهي ماند . پیروزی آن نیست که هرگز زمین نخوری، آن است که بعد از هر زمین خوردنی برخیزی نگرانی هرگز از غصه فردا نمیکاهد بلکه فقط شادی امروز را از بین میبرد. عمر کوتاه است رسیدن به خواسته هایمان را طولانی نکنیم. راه ما هموار است آن را پیچیده نکنیم. سخن گفتن سهل است گوش کردن را تمرین کنیم. دنیا پر از زیباییست چشمانمان را به سادگی نبندیم. ذهن ما پر از جواب است سوالاتمان را بپرسیم. رسیدن به آرزوها آسان است راه سخت تر را نرویم. میخوام امشب با خودم شکوه کنم شکوه های دلمو تو میدونی بگم ای خدا چرا بختم سیاست بخته من چرا سیاست تو میدونی پنجره بسته میشه شب میرسه چشام آروم نداره تو میدونی اگه امشب بگذره فردا میشه مگه فردا چی میشه تو میدونی

| Design By : Night Skin |












